میررضی الدین آرتیمانی

میررضی الدین آرتیمانی

۱۳ تیر ۱۳۹۱

میر رضی آرتیمانی شهرت میرمحمد متخلص به رضی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در سال ۹۷۸ قمری در روستای آرتیمان از توابع شهرستان تویسرکان بدنیا آمد. میر رضی در سال ۱۰۳۷ هجری قمری (۱۰۰۵ش)دیده از جهان فرو بست او را در محل خانقاهش به خاک سپردند. آرامگاه او در تویسرکان قرار دارد.

وی در ایام جوانی به همدان رفت و در آنجا مشغول تحصیل شد واز شاگردان «میر» مرشد بُروجردی گردید. رضی بعلت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس که معاصر وی بود قرار گرفت و در جمع منشیان میرزایان شاه درآمد وبهمین دلیل بود که داماد خاندان بزرگ صفوی شد و ثمرهْ این ازدواج یکی ابراهیم ادهم است که فرزند ارشد اوست وی نیز مقامی علمی و ادبی و عرفانی داشته است.
کلمهْ «میر» از آن جهت به رضی اطلاق شد‌است که مدتی جزء میرزایان شاه عباس بوده‌است. در بستان السیاحه بدین مضمون آمده است که عارف ربانی «سید رضی آرتیمانی که در زمان شاه عباس ماضی صاحب دیوان و ساقینامه مشهور است از قریهْ آرتیمان است اما اولاد وی اکنون از جد خویش نصیب و بهره نبرده اند.رضا قلیخان هدایت در مورد رضی چنین نوشته است : سیدی است صاحب ذوق و حال عرفانی با افضال در معارف الهیه مسلم آفاق و در مدارج حقانیه در عالم طاق معاصر شاه عباس صفوی و والد میرزا ابراهیم متخلص به ادهم است وی که از رِندان مست و عارفان پاکدل و صوفیان صافی دل است علوم نقلی و عقلی را چون حجابی می بیند که انسان را به خود متوجه می سازد و از عشق به معشوق یکتا باز میدارد و در ساقینامه خود که سرشار از مفاهیم عرفانی است .می فرماید:
قلم بشکن و دور افکن سبق بسوزان کتاب و بشویان ورق
که گفته است چندین ورق را ببین بگردان ورق را و حق را ببین
و در جایی دیگر سروده است:
کتاب اشـــــارت اَبرو بخوان شفا در لب جام پُر بــاده دان
بمن جان من می بده می بــده پیـاپی پـیـاپی پیـاپی بـده
رضی پس از گذران سالیانی از عمر شریف خود دوباره عزم وطن خویش مینماید و به زادگاه بر می گردد و در همان جا از دنیا می رود.
تاریخ آخرین بروزرسانی ۲۰ تیر ۱۳۹۱

اطلاعات اشخاص

میررضی الدین آرتیمانی
میررضی الدین آرتیمانی
وی در ایام جوانی به همدان رفت و در آنجا مشغول تحصیل شد واز شاگردان «میر» مرشد بُروجردی گردید. رضی بعلت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس که معاصر وی بود قرار گرفت و در جمع منشیان میرزایان شاه درآمد وبهمین دلیل بود که داماد خاندان بزرگ صفوی شد و ثمرهْ این ازدواج یکی ابراهیم ادهم است که فرزند ارشد اوست وی نیز مقامی علمی و ادبی و عرفانی داشته است.
کلمهْ «میر» از آن جهت به رضی اطلاق شد‌است که مدتی جزء میرزایان شاه عباس بوده‌است. در بستان السیاحه بدین مضمون آمده است که عارف ربانی «سید رضی آرتیمانی که در زمان شاه عباس ماضی صاحب دیوان و ساقینامه مشهور است از قریهْ آرتیمان است اما اولاد وی اکنون از جد خویش نصیب و بهره نبرده اند.رضا قلیخان هدایت در مورد رضی چنین نوشته است : سیدی است صاحب ذوق و حال عرفانی با افضال در معارف الهیه مسلم آفاق و در مدارج حقانیه در عالم طاق معاصر شاه عباس صفوی و والد میرزا ابراهیم متخلص به ادهم است وی که از رِندان مست و عارفان پاکدل و صوفیان صافی دل است علوم نقلی و عقلی را چون حجابی می بیند که انسان را به خود متوجه می سازد و از عشق به معشوق یکتا باز میدارد و در ساقینامه خود که سرشار از مفاهیم عرفانی است .می فرماید:
قلم بشکن و دور افکن سبق بسوزان کتاب و بشویان ورق
که گفته است چندین ورق را ببین بگردان ورق را و حق را ببین
و در جایی دیگر سروده است:
کتاب اشـــــارت اَبرو بخوان شفا در لب جام پُر بــاده دان
بمن جان من می بده می بــده پیـاپی پـیـاپی پیـاپی بـده
رضی پس از گذران سالیانی از عمر شریف خود دوباره عزم وطن خویش مینماید و به زادگاه بر می گردد و در همان جا از دنیا می رود.